محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
444
خلد برين ( فارسى )
به شعلهء غدر و اقتدار ديو سلطان روملو به باد فنا رفت زيبندهء سرير بالانشينى قاضى جهان قزوينى كه از اعاظم سادات كرام حسنى سيفى آن معمورهء جنت قرين و پيوسته منظور انظار عنايات خسرو روى زمين بود به اين پايهء بلند و مرتبهء ارجمند صعود نمود . و چون خدمتش از مسند وزارت برخاست ، امير قوام الدين جعفر ساوجى كه وزير چوهه سلطان بود بنا بر مزيد اقتدار وى بر آن مسند و الا نشست . و چون مير مذكور در سال نهصد و سى و هشت چنانچه گذشت در رباط نيك پى به قتل رسيد اين منصب گرامى رخت اقامت به دولتسراى . احمد بيك پدر آقا كمال اصفهانى كشيد . و بعد از وى مير عناية الله خوارى و خواجه غياث الدين على سبزوارى مشهور به « غياث كهره » و آقا محمد فراهانى كه از خوان تربيت آن حضرت چشم به راه نصيب و بهره بود و خواجه امير بيك تبريزى مشهور به « امير بيك مهر [ دار ] » و خواجه ميرزا بيك سابقى ابهرى به مشاركت يكديگر بر سرير وزارت نشستند و اين منصب و الا در ميان ايشان موزع بود تا مجموع ايشان به عزل و فوت ، دست از دامن اين گرامى منصب كوتاه كرده هر يك به راه خود رفتند . و بعد از ايشان وزارت ديوان اعلى من حيث الاستقلال و الانفراد به معصوم بيك صفوى مير ديوان متعلق گرديد و خدمتش [ 95 ] چندين سال منصب والاى وزارت را با ايالت و سپهدارى جمع آورده بر مسند جاه و جلال متمكن بود تا رفته رفته به دلالت هادى توفيق ، احرام حريم حرم خداوندى بسته چون قواعد صلح و صلاح فى ما بين خاقان جنت مكان و سلطان سليم قيصر روم مشيد و مستحكم بود شرف رخصت از اين دو پادشاه والاجاه حاصل نموده به همدستى مرافقت فرزند ارجمند خود خان ميرزا كه از اعاظم علما و دانشوران آن عهد و اوان بود پاى طلب در شاهراه مطلب نهاده ابواب ادراك اين سعادت بر روى روزگار خود گشود . عاقبت در حالت احرام ، جمعى از روميان گمنام